به گزارش خط شکنان به نقل از گروه فرهنگی مشرق  "شرح اسم" عنوان همان کتابی است از زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ که توسط هدایت الله بهبودی به رشته تحریر در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسید. البته این کتاب اولین بار همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اما به دلیل وجود برخی اغلاط تاریخی، توزیع آن متوقف شد تا اینکه چند روز پیش پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختیار علاقمندان گرفت. آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد مطالب این کتاب است که به صورت بخش های مختلف به تدریج تقدیم شما خواهد شد:

بخش اول: آشنایی با نیاکان پدری و مادری رهبر فرزانه انقلاب

نیای پدری؛ آیت الله سید حسین خامنه ای
آیت الله سید حسین حسینی خامنه ای نسب به سادات افطسی می رساند. شجره وی به سلطان العلما احمد معروف به سلطان سید احمد می رسد که با پنج واسطه از اخلاف امام زین العابدین علی بن الحسین (ع) است: سلطان سید احمد فرزند میر سید محمد مداینی، فرزمند حسن، فرزند حسین، فرزند حسن افطس فرزند علی اصغر فرزند امام زین العابدین.
در سرگذشت سلطان سید احمد گفته شده است که در اواخر قرن چهارم به ایران هجرت کرد و در جبال، عراق عجم بعدی و اراک فعلی اقامت گزید. چون تحت تعقیب ماموران بنی عباس بود، به هزاوه پناه برد و در 360 هجری در حال اقامه نماز شب به شهادت رسید. در زمان شاه عباس کبیر بارگهی بر قبر او بنا گردید که از دیرباز تا کنون مورد توجه مردم بوده است.
آیت الله سید حسن خامنه ای، فرزند سید محمد حسینی تفرشی خامنه ای تبریزی است که در سال 1260 ق در خامنه به دنیا آمد. در منابع از علت هجرت سید محمد از مناطق مرکزی ایران به آذربایجان سخنی نرفته است. سید محمد فرزند سید محمد تقی فرزند میرزا علی اکبر فرزند سید فخرالدین تفرشی است.
سید فخر الدین مشهور به میر فخرا است و منتسبین او به میرفخرایی معروفند. سید حسین، پدر بزرگ آیت الله سید علی خامنه ای، دوران کودکی را در خامنه بالید و برای تحصیل راهی تبریز شد. شهر تبریز در ان دوره شاهد حضور فقهایی از شاگردان شیخ محمد حسن نجفی اصفهانی مشهور به صاحب جواهر  و شیخ مرتضی شوشتری انصاری بود.
پس از کسب علوم مقدماتی، در حدود 1290 ق برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف رفت و فقه و اصول را نزد علمایی چون سید حسین کوه کمره ای و ملا محمد فاضل ایروانی آموخت. چندی بعد به مرحله ای رسید که کتب فقهی چون ریاض المسائل سید علی طباطبایی و مکاسب شیخ انصاری را تدریس می کرد و گروهی از طلاب تبریزی این دو کتاب را نزد سید حسین آموختند. وی به تالیف کتاب هایی در فقه و اصول از جمله نگارش تعلیقاتی بر دو کتاب یاد شده پرداخت.
آیت الله سید حسین خامنه ای علوم معقول را نزد فیلسوف نامی آن زمان میرزا باقر شکی فرا گرفت. و حدود 1315 ق به آذربایجان بازگشت. شاگردانی که درس آموخته او در نجف اشرف بودند، و به مراتب علمی او آگاهی داشتند وی را به اقامت در تبریز واداشتند.
آیت الله سید حسین خامنه ای در محلیه خیابان، کوچه قره باقی (قره باغ لر کوچه سی) ساکن شد و به زودی در محافل علمی و مردم تبریز وجاهت و اعتبار یافت. وی از همان ابتدا به خواست معاریف شهر، امامت جماعت مسجد جامع را که کنار مدرسه علوم دینی طالبیه قرار داشت به عهده گرفت و به سید حسین پیش نماز نیز شهرت یافت.
آیت الله سید حسین خامنه ای در شمار روحانیان آزاداندیش و طرفدار مشروطه آذربایجان بود. او که اجداد دورش با میرزا ابوالقاسم قائم مقام فرهانی اشتراک نسب داشت، مردم را به پاسداری و بیشبرد این نهضت تشویق می کرد. شیخ محمد خیابانی دختر سید حسین خامنه ای را به همسری گرفت و گاه در مسجد جامع به جای پدرزنش اقامه نماز کرد. همچنین میرزا اسماعیل نوبری از همقطاران نزدیک شیخ محمد خیابانی که هر دو نمایندگان تبریز در دومین دوره مجلس شورای ملی بودند، همسر نوه آیت الله سید حسین خامنه ای بود.
آیت الله سید حسین خامنه ای مردی با فضیلت، نیکو سرشت، بی اعتنا به دنیا و صاحب نفوذ اجتماعی و احترام میان مردم بود. وی به سال 1325 ق اندکی پس از استقرار مشروطیت فرمان یافت و پیکرش بنابر وصیت خویش به نجف اشرف منتقل شد و در وادی السلام دفن شد.
آیت الله سید حسین خامنه ای دارای هفت فرزند بود که یکی از آنان سید محمد، معروف به پیغمبر و دیگری سید جواد، پدر سید علی خامنه ای است. فرزند دیگر او میر مهدی نام داشت.

نیای مادری ؛ آیت الله سید هاشم نجف آبادی
نام و شهرت او در منابع، حاج سید هاشم میردامادی ، حاج سید هاشم نجف آبادی و سید هاشم حسینی میردامادی یاد شده است. وی در سال 1303 ق در نجف اشرف به دنیا آمد. نسب سید هاشم با سی و اندی واسطه به ابوالحسن محمد دیباج، فرزند امام جعفر صادق (ع) می رسد.
بیشتر نیاکان وی از دانشمندان و رجال علمی بودند؛ نظیر حکیم نامور عصر صفوی، میرداماد، صاحب قبسات، صراط مستقیم، سدره النمتهی و...، و علامه میر محمد اشرف، مولف فضایل السادات، اشرف المناقب، علاقه التجرید و...
سید هاشم دو ساله بود که پدرش را از دست داد و با سرپرستی مادرش بزرگ شد. وی تحصیلات خود را  با آمورش علوم دینی اغاز کرد. پس از گذراندن مقدمات دوره سطح، نزد آیات عظام آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، میرزا محمد تقی  شیرازی و محمد حسین نایینی دانش آموخت و به درجه اجتهاد رسید. همچنین از افادات علمی و اخلاقی عالمان وارسته ای چون آقا سید مرتضی کشمیری بهره مند گردید.

وی در نجف اشرف با بی بی سکینه ازدواج کرد و چندی بعد به مشهد مقدس آمد و با اقامت در این شهر به ارشاد مردم ، تفسیر قرآن کریم و تالیف  کتاب روی آورد. سید هاشم در یکی از شبستان های مسجد گوهر شاد، که رفته رفته به نام خودش شهرت یافت، آیه های قرآن را تفسیر می کرد که با استقبال گروهی از طلاب، فضلا و علاقه مندان رو به رو شد. مبنای تفسیر او مجمع البیان، نگاشته شیخ طبسی بود.

برخی منابع درباره حاج سید هاشم نوشته اند که فردی روشن ضمیر  و آزاد از تعصبات خشک بود و با معیار های عقلی و شرعی رفتار می کرد. در کارهایی که دلیل و منطق نداشت قدم نمی گذاشت؛ در برابر مخالفت با خرافات کم نظیر بود، با جنجال و هیاهو  و داد و فریاد موافق نبود، اصرار داشت صداها در فرستادن صلوات بیش از اندازه بلند نشود و شواهدی قرانی و روایی بر این موضوع ارائه می نمود. او می گفت خداوند به شما نزدیک است و لازم نیست هنگام دعا فریاد بزنید.
حاج سید هاشم را اهل دل، صاحب نفس  و نفوذ کلام توصیف کرده اند. با وجود این وی از رخدادهای اجتماعی و سایسی جامعه کنار بود. او از جمله دستگیر شدگان، زندانیان و تبعید رفته های پس از حادثه خونین مسجد گوهر شاد(تیر 1314) بود. نام تعدادی از از علمای بازداشت شده چنین است: شیخ ولی نجات، بحرالعلوم، دست غیب، حاج محقق، حاج شیخ هاشم فزوینی، شیخ آقا بزرگ شاهرودی (معروف به اشرفی)، کاتب الخاقان، سید یونس اردبیلی، سید عبدالله شیرازی، سید زین العابدین سیستانی، سید  محمد حسین حسینی، نواب احتشام رضوی، میرزا محمد آقا زاده، سید علی اکبر خویی، شیخ علی اکبر آشتیانی و سید هاشم نجف آبادی.
حاج سید هشام، به تهران منتقل شد و در آنجا زندانی گردید. تبعیدگاه او را در شهر سمنان تعیین کردند. وی چند سال در انجا ماند و مدتی هم در شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم (ع) به حال تبعید زندگی کرد. در هر دوشهر تفسیر قرآن می گفت. حاج سید هشام در سال 1320 ش به مشهد بازگشت و خدمات علمی و اجتماعی خود را پی گرفت.
تنها کتاب طبع شده از آیت الله سید هاشم نجف آبادی خلاصه البیان فی التفسیر القرآن به زبان فارسی است. جلد اول این تفسیر چهار جلدی در سال 1339 ش توسط انتشارات اخوندی چاپ شد. از تالیفات چاپ نشده وی می توان از رساله ای در رجعت بر حسب آیات و روایات، ترجمه کتاب سین الامه و برهان المله مرحوم نراقی جزواتی ذر علم اخلاق و معارف اهل بیت، شرح حال عالمان بزرگ که به حضور حضرت حجت (عج) رسیده اند و تقریرات مرحوم نایینی نام برد.
از آیت الله سید هاشم نجف آبادی میردامادی چهار بار به حج مشرف شد. خدیجه میردامادی، تنها دخترش از همسر اول، مادر آیت الله سید علی خامنه ای است. همسر اول او در جوانی درگذشت. ازدواج دوم او با دختر ملا عبدالله واعظ تبریزی بود که از وی صاحب چهار پسر و چهار دختر شد.
نیای مادری آیت الله خامنه ای، 22 آذر 1339 در اثر بیماری قلبی دار فانی را وداع گفت و پیکرش در دارالسرور حرم مطهر حضرت رضا (ع) دفن گردید. در تشییع جنازه اش بسیاری از مردم مشهد و علاقه مندان شرکت کردند و تا چند هفته مراسم بزرگداشت وی در محله های گوناگون شهر برپا بود.


بخش دوم: آشنایی با زندگی پدر و مادر رهبر انقلاب

پدر؛ آیت الله سید جواد خامنه ای

آیت الله حاج سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر ۱۳۱۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد‌های نهضت مشروطه گذراند. جنگ‌های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی‌های پرشور  و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا ۴ ساعت ادامه می‌یافت از نزدیک دید.

وی علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می‌شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن‌های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند.
سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن صوب به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.

سید جواد در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته‌های خود را کامل کند. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت رو به رو شد.

آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد به عنوان یک مجتهد  و عالمی‌صاحب نظر به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان، می‌توان از حاج میرزا نصرالله شبستری از روحانیون تبریز و حاج میرزا حسین زاده عبایی از علمای مشهد یاد کرد. و نمار صبح را با اندکی تاخیر و نیز تانی می‌خواند از این رو مامومین خاص داشت. وی مقید به تشرف به حرم رضوی و زیارت امام رضا (ع) بود. این آداب حتی هنگامی‌که مبتلا به بیماری چشم شد و مدتی دچار نابینایی گردید، با کمک پسرانش ادامه داشت. معالجات بعدی توانست یک چشم او را بینا نگه دارد.

وی بسیار ساده زیست، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت. به نظر می‌رسد تن دادن به این نوع زندگی، نه از سر اجبار بلکه یک انتخاب بود و چون همسر او نیز به این گزینش زندگی احترام می‌گذاشت.

آیت الله سید جواد خامنه ای را نمی‌توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی‌که امروز تصور می‌شود نامید. وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند. ایشان امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود.؛ بلکه می‌توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت. آشنایی آنها احتمالا به اوایل دهه چهل قمری، یعنی پیش از سفر علمی‌حاج سید جواد به نجف می‌رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی خود به مشهد، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود. آقای نوغانی مقدمات دیدار آنها را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید‌هاشم، پدر زن خود به دیدار حاج آقا روح الله رفتند. جدابیت منش و متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و از آن یاد می‌کرد.

با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله‌ها به سر می‌بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال ۱۳۴۵ ش ساواک به دنبال تهیه “بیوگرافی ملصق به عکس” آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مامور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می‌خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید. اما پاسخی که دریافت می‌کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.

این درخواست ساواک تا حدود ۴ سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد “در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهرا برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد” تهدید‌ها موثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به ۱۹ سوال از ۲۲ سوال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد.
نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می‌کرد. موضوع کتاب‌های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. وی خلق و خوی و سلوک مدرسه ای داشت. این ویژگی چه بسا از تاثیرات دوران تحصیل طولانی و تنهایی در حجره‌ها نشات می‌گرفت.

او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می‌خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال ۱۳۵۱ ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: “من ۴۰ سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در ۴۰ سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است.
آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میر دامادی دارای چهار پسر و یک دختر شد. سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید‌هادی و سید محمد حسن. او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در توحید خانه ” رواق پشت سر مرقد امام رضا “ع” رخ در نقاب خاک کشید.

بانو؛ مادر خدیجه میردامادی

بانو خدیجه میردامادی تنها فرزند آیت الله سید‌هاشم نجف آبادی  از همسر اول بود.وی در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. مادرش بی بی سکینه زود از دنیا رفت و این کودک در آستان فقدان محبت مادر  از چشمه مهر مادر بزرگ سیراب شد. به احتمال زیاد خدیجه خانم در ۱۵ سال نخست زندگی از محضر علمی‌پدر بهره برده و غیر از سواد معمول با برخی متون نیز آشنایی یافت.

وی همراه پدر به ایران مهاجرت کرد و در ۲۰ سالگی به عقد سید جواد خامنه ای در آمد. او زبان عربی و فارسی را به موالات هم آموخته بود و رفته رفته زبان ترکی را نیز فرا گرفت. اندوخته علمی‌بانو خدیجه با مطالعات در تفاسیر قرآن و کتب تاریخی چون “روضه الصفا” به جایی رسید که زندگی انبیا معصوم و شخصیت‌های قرآن را در قالب داستان‌ها و روایت‌های شنیدنی برای فرزندانش باز می‌گفت.
بانو خدیجه با دعا و مستحبات مانوس بود از اعمالی چون ام داوود، ادعیه ای مانند عرفه و نماز‌هایی چون جعفر طیار غفلت نمی‌ورزید. او فرزندان خود را نیز در این مناسک شریک می‌کرد.  ایشان قرآن را با صدایی خوش تلاوت می‌کرد، به ویژه در دوران جوانی گوش فرزندانش را از این نوا حظ می‌برد.

بانو خدیجه در گفتار و رفتار عوام گریز بود. حشر و نشری گزیده داشت و ترجیح می‌داد با زنانی نشست و برخاست کند که شبیه او باشند. فرزندانش در وصف او می‌گویند که زنی خوش سخن، سنجیده گو، حافظ آیاتی از قران، صریح الهجه،  بسیار تاثیر گذار در تربیت و بالندگی فرزندان بود. او به دیوان حافظ تسلط داشت  و ضمیر خود و کودکانش را با اشعار خواجه صیقل می‌داد. خدیجه جوان وقتی به خانه سید جواد خامنه ای آمد، در میان جهیزیه خود یک دیوان حافظ چاپ بمبئی آورد.

بانو خدیجه زنی شجاع بود و این خصلت در همه امور زندگی او نمود داشت. این ویژگی در زمان مبارزه پسرانش با حکومت پهلوی بارها چه در برخورد با ماموران و چه در ملاقات با پسران زندانی اش بروز داشت. خانم میر دامادی وقتی برای ملاقات پسرانش به زندان می‌رفت، مادرانه حرف نمی‌زد و از رنجی که می‌کشید واگویه نمی‌